تبلیغات
S O H E I L I CARTOON - به مناسبت هفتمین سالگرد درگذشت استاد مرتضی ممیز/" کاریکاتور" از دیدگاه "ممیز"
 
"هنر درنگ است.نقطه ای ست که در آن تاب سرشاری را نیاورده ایم. لبریز شده ایم. گریز می زنیم و با آفرینش هنری خستگی در می کنیم"

به مناسبت هفتمین سالگرد درگذشت استاد مرتضی ممیز/" کاریکاتور" از دیدگاه "ممیز"

نوشته شده توسط :امیر سهیلی
یکشنبه 21 آبان 1391-06:41 ب.ظ

● سیاه مثل طنز

 

*مجسمه مرتضی ممیز ساخته شده توسط حمید کنگرانی فراهانی

 

http://ups.night-skin.com/

این گزارش در مورد طنز و کاریکاتور از دیدگاه «مرتضی ممیز» و تاثیر او بر این شاخه از هنرهای تجسمی است. سوژه ای که نوشتن از آن در نگاه نخست چندان ساده نیست. شخصیتی سخت که خیلی ها او را بدخلق هم می دانستند. طنز و شوخ طبعی در کارش به نظر نمی رسید و در دوران هنری اش کاریکاتور نکشیده بود. (کاری که بسیاری از تصویرسازها و گرافیست ها انجام داده اند.) کسانی که ممیز را می شناسند، می دانند که او در کارهایش کمتر به طنز پرداخته است و آنچه او انجام داده، بیشتر کارهای گرافیکی و تصویرسازی را شامل می شود. برای روشن شدن دیدگاه او در مورد کاریکاتور باید از کاریکاتوریست ها کمک گرفته می شد. کسی چون «توکا نیستانی» که جوان تر است از ممیز و استاد را بیشتر از کارهایش می شناسد تا این که دوست باشند و هم دوره. «نیستانی» می گوید: «همه کسانی که امروز کاریکاتور می کشند و در عرصه هایی چون تصویرسازی فعالیت می کنند روی شانه های ممیز ایستاده اند. چرا که ممیز سواد تصویری جمعی را بالا برد.» به اعتقاد او ممیز «پیش تر از زمان خود حرکت می کرد» و «کارهای او سبب شده تا دیدگاه ها نسبت به تصویرگری و تصویرسازی تغییر کند» و «سواد تصویری مردم بالا برود.» این تنها عقیده او نیست. بیشتر کسانی که با گرافیک آشنا هستند، می گویند که ممیز کمک بزرگی به ارتقای سطح گرافیک ایران کرد و برای همین او را «پدر گرافیک ایران» لقب داده اند.نیستانی رگه هایی از طنز را در کارهای ممیز دیده است. به ویژه در تصویرسازی هایش در مجله «کتاب هفته» به سردبیری احمد شاملو: «تصویرسازی هایی که در کتاب هفته انجام داده است رگه هایی از طنز دارند. نوع خط ها و گرافیکی که در تصویرها اعمال شده است، رگه هایی از طنز دارد.» نیستانی به یاد دارد که ممیز برای یک تقویم داستان های شاهنامه را تصویرگری کرده بود: «وقتی این تقویم را دیدم برای اولین بار فهمیدم که می توان با کشیدن مو، روی پوست آدم های عضلانی به آنها هویت داد و استفاده از مو به عنوان بخشی از طرح نه تنها نقطه ضعف نیست، بلکه خود می تواند نقطه قوت طرح باشد.»

«نیستانی» می گوید: «این مهم نیست که ممیز در ۲۰ سال گذشته کارهای برجسته اش را تکرار نکرده است، مهم این است که در آن زمان که قدرت جهیدن داشت، بهترین پرش های زندگی اش را کرد. حتی اگر الان طرح های بسیار بهتر از او بکشیم، به بلندی او نمی توانیم قدم برداریم.» ممیز در مجلاتی که به عنوان مدیر هنری کار می کرد کاریکاتوریست ها را به کار می گرفت و «نیستانی» این رابطه خوب ممیز با کاریکاتوریست ها را به علاقه او به کاریکاتور نسبت می دهد. او می گوید: «ممکن است ممیز به طور مستقیم بر کاریکاتور ایران تاثیر نگذاشته باشد ولی کارها و طرح های او بر کاریکاتوریست های ایرانی تاثیر زیادی گذاشته است. خود او زمانی که در مجله «آدینه» کار می کرد همیشه طرح های ممیز در ته ذهن اش بود.» همین که ممیز به کاریکاتوریست ها مجال کار می داد، خود به پیشبرد این هنر کمک می کرده است.«علی دیواندری» کاریکاتوریست است. او کسی است که فکر می کند طنز در کارهای ممیز جایگاه خاصی دارد. به مجموعه چاقوهای ممیز اشاره می کند و می گوید که این مجموعه خود نوعی «طنز» در خود داشت.

 

 

*طرح از حسین صافی که یک ماه قبل از فوت استاد به ایشان اهدا گردید http://ups.night-skin.com/

• یار گرمابه و گلستان

«کامبیز درم بخش» کاریکاتوریستی است که دوستی نزدیکی را با ممیز تجربه کرده است. سال ها با هم دوست بوده اند و حتی درم بخش زمانی با او در یک خانه زندگی کرده است. وقتی «درم بخش» پس از چند سال دوری از وطن به ایران بازگشت، ممیز او را به خانه اش در کردان (که امروز در قبرستانی در همان روستا آرمیده است) دعوت کرد و «درم بخش» مدت کوتاهی را در خانه او به سر برد. درم بخش با نظر آن عده موافق است که می گویند ممیز آدم سختی است و شوخ طبع نیست. (شاید چون هم خانه اش بوده بیشتر از بقیه به این قضیه اعتقاد دارد.) اما به گفته او ممیز میانه خوبی با کاریکاتور داشت. او در طرح چاقوهای ممیز رگه هایی از طنز سیاه را می بیند و می گوید: «طرح های ممیز برای زمان خودش بسیار جالب بود و این که او در آن زمان جرات کرده بود چنین طنز سیاهی را به نمایش بگذارد، کار بزرگی بود.» «درم بخش» از علاقه ممیز به کاریکاتور می گوید و حتی نقدهایی که در مورد نمایشگاه خود او نوشته بود. او زمانی را به یاد می آورد که ممیز به یکی از دانشجویانش در دانشگاه تهران گفته بود که پایان نامه لیسانسش را در مورد کارهای کاریکاتور «درم بخش» و یک، دو نفر دیگر از کاریکاتوریست های ایرانی تهیه کند. این چنین بود که «درم بخش» کاریکاتوریستی را معرفی می کند که از نزدیک با ممیز کار کرده است آن هم در مورد یک پروژه درباره کاریکاتور: علی مریخی.

• پایان نامه ای برای کاریکاتور

«علی مریخی» ۱۶ سال پیش سال آخر دانشگاه را می گذراند و باید پایان نامه اش را ارائه می داد.نمی دانست باید چه سوژه ای را انتخاب کند. برای همین بود که از «ممیز» کمک گرفت. «مریخی» می گوید: «در فضایی که فضای مناسبی برای مطرح کردن کاریکاتوریست های آن طرف آب نبود، ممیز به من گفت که کارهای محصص، سخاورز و درم بخش را بررسی کنم و تحلیل دوره ای از شخصیت کاری آنها ارائه دهیم.» کاری که به گفته او تا آن زمان انجام نشده بود. مریخی می گوید: «ممیز اعتقاد داشت که کاریکاتور یکی از زیرشاخه های کار گرافیکی و یکی از وسایل ارتباطی است که در کار گرافیک هم از آن استفاده می شود. چه بسا در پوسترها و تصویرسازی کاریکاتور به کار می رود.» ممیز و مریخی در مورد خط و نقش آن در کاریکاتور بسیار صحبت کردند. ممیز در مورد خط های ساده ای که کاریکاتوریستی چون «محصص» در کارهایش به کار می برد یا طرح های بومی و ایرانی درم بخش با او بسیار سخن گفت.به ویژه طرح های سقاخانه ای که محصص در یک دوره زمانی روی آنها کار می کرد. به گفته «مریخی»، ممیز کاریکاتور و گرافیک را از هم جدا نمی دانست و اعتقاد داشت که همان خط ها و همان علائمی که در گرافیک به کار می روند به صورت ساده و موجز در گرافیک هم وجود دارند. «می گفت باید آنها را کشف کرد.» و نه تنها خطوط را که آدم ها را هم: «آدم هایی چون محصص یا درم بخش از زمان خودشان خیلی جلو هستند و باید آنها را کشف کرد و ماندگارشان کرد.» این دوره کار در کنار ممیز در مورد کاریکاتور چیزهای زیادی به مریخی آموخت. خودش می گوید: «از سال ها قبل از آن کاریکاتور می کشیدم اما گذراندن این دوره با استادی چون ممیز باعث شد که عمیق تر به کارها نگاه کنم. پیش از گذراندن این دوره با ممیز علاقه چندانی به کار محصص نداشتم. طنز سیاه و نوع نگاه محصص مرا به خود جلب نمی کرد، اما بعد از راهنمایی های ممیز فهمیدم که با چه دنیای وسیعی روبه رو هستم و دید و دنیایم نسبت به محصص عوض شد.» مریخی معتقد است که استادش، ممیز، کارهای طنزآمیز هم انجام داده است. به تصویرسازی های «کتاب هفته» اشاره می کند و می گوید: «فضای کارهایی که ممیز در این مجله انجام می داد طنزآمیز است. نکته های طنزآمیز قصه ها را برجسته می کرد و در مورد آنها تصویرسازی می کرد.حتی دفرماسیونی که روی چهره ها انجام می داد الهام گرفته از کاریکاتور بود.» تک پرتره هایی از ممیز در کتاب تصویرسازی او چاپ شده است. مریخی معتقد است که این دفرماسیون هایی که در این تک پرتره ها روی صورت ها انجام شده، پیرو منطق های دفرماسیونی است که در کاریکاتور به کار می رود: «ممیز منطق دفرماسیون را در این پرتره ها رعایت می کرد و بدون آن که به بافت صورت آسیبی برساند، تغییراتی را در چهره ها می داد.» «مریخی» در ممیز شوخ طبعی می بیند. شوخ طبعی که در کارهایش نمود پیدا کرده بود. او می گوید: «طنز و شوخ طبعی ممیز در قسمت هایی که خیلی برایش مهم بود یا این اجازه را به او می داد یا راه دستش بود که بتواند جدا از آن نوآوری که در قلم و ابزارش داشت، در تکنیک، محتوا و زاویه دیدش هم نمایان می شد.»

• امضایی حکاکی شده بر ذهن

بسیاری از ایرانی ها با این که «مرتضی ممیز» و گرافیک را نمی شناسند، طرحی را به ذهن دارند که نام ممیز را به تصویر می کشد. امضایی که به اعتقاد برخی از کاریکاتوریست ها خود نوعی طنز را در ذهن تداعی می کرد. ممیز از نخستین هنرمندانی است که برای امضا از طرح گرافیکی بهره گرفت. امضا برای ممیز تنها نشانه ای برای جا گذاشتن نامش و حفظ کپی رایت اثر نبود. او با امضایش نقش می آفرید و مفاهیم را منتقل می کرد. امضای او یکی از نکته های طنزآمیزی است که «نیستانی» هم به آن اشاره می کند. او در امضای ممیز و مکان هایی که ممیز آن را در تصویر قرار می داد نوعی طنز می بیند و می گوید: «او امضایش را روی طوقه مسجد، کمربند پهلوان ها و حاشیه لباس ها می کشید و از امضا به عنوان جزیی از تصویر استفاده می کرد. استفاده ای که خیلی از مواقع جنبه طنز هم پیدا می کرد.»«مریخی» در این مورد می گوید: «همیشه سعی می کرد از امضایش به گونه ای استفاده کند که هم رازگونگی را در خود داشته باشد و هم این که در فضای کار از تصویر استفاده شود. ممیز اگر یک لباس رومی می کشید، آرم ممیز را در پایین و حاشیه لباس کار می کرد یا در حاشیه گلدان امضایش را می گذاشت. این شوخ طبعی ها را می شود در کارهای او دید.»او معتقد است که ممیز در کارهای هنری به وحدت رسیده بود: «ممیز اعتقاد داشت که همه هنرمندان یک کار را انجام می دهند و تنها ابزار کارشان متفاوت است. به خصوص تصویرسازی و کاریکاتور خیلی به هم نزدیک هستند. همان طور که موسیقی به فیلم نزدیک است و امروزه نمی توان مرز مشخصی بین آنها مشخص کرد. ممیز این را دریافته بود و مرزهای میان هنرهای مختلف را برداشته بود.»

نگین شیرآقایی/روزنامه شرق/26 اسفند 1384/ماخذ: www.aftabir.com

 





نظر بدهید() 


How do I stretch my Achilles tendon?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 07:21 ق.ظ
Hey! This is my first comment here so I just wanted to give a quick shout out
and tell you I genuinely enjoy reading through your articles.
Can you suggest any other blogs/websites/forums that deal with the same topics?

Thanks!
http://maragretthum.soup.io
چهارشنبه 3 خرداد 1396 05:54 ب.ظ
Hi there i am kavin, its my first occasion to commenting anywhere, when i read this post i thought
i could also create comment due to this brilliant post.
yek graphist
دوشنبه 22 آبان 1391 11:13 ق.ظ
az gozashtan nazare ostad darbare karicatur haz kardam. edame bedin
...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox