تبلیغات
S O H E I L I CARTOON - «شباهت و کپی» در کاریکاتور از دید استاد جواد علیزاده
 
"هنر درنگ است.نقطه ای ست که در آن تاب سرشاری را نیاورده ایم. لبریز شده ایم. گریز می زنیم و با آفرینش هنری خستگی در می کنیم"

«شباهت و کپی» در کاریکاتور از دید استاد جواد علیزاده

نوشته شده توسط :امیر سهیلی
یکشنبه 16 تیر 1392-08:08 ب.ظ

آپلود عکس

من از این بحث های غیرضروری، تند و یکسویه در مورد کارتون های مشابه واقعا تعجب می کنم. کاریکاتور هنر اعتدال و نسبی اندیشی است که خطاهای انسانی را (چه سهوی و چه عمدی) سوژه قرار می دهد و در یک کلام می خواهد بگوید: "بشر جایزالخطاست و هیچ انسان کاملی وجود ندارد" و لذا نباید در قضاوت ها و تفسیرها تندروی کرد و پنبه همدیگر را زد ... و اما به هنگام مواجه شدن با کارتون های مشابه برنده در جشنواره ها چه باید کرد؟
1/ به نظر من در وهله اول نباید رای داوران تغییر کند! (نظیر رای داور در مسابقات فوتبال، حتی اگر گل آفساید هم به ثمر رسیده باشد) و اگر هم بعضی جشنواره های کاریکاتور چنین می کنند و بعد از اعلام نتایج، جایزه را پس می گیرند کاملا اشتباه است. اشتباهی که با روح کاریکاتور مبنی بر خطاپذیری انسان و غیر جدی بودن مسابقات کاریکاتور! مغایرت دارد.
2/ بهتر است هر جشنواره ای کارهای فینالیست (و نه همه را) قبل از اعلام نهایی، یکی دو هفته در معرض دید عموم بگذارد تا قبل از اعلام رای نهایی، کارهای مشابه از لیست فینالیستها و طبعا برندگان حذف شود نه پس از اعلام رای!
3/ به نظر من اکثر شباهت ها سهوی است وگرنه هیچ کاریکاتوریستی نمی آید پای کار عمدا کپی شده اش اسم و امضایش را بگذارد و اعتبار خودش را زیر سوال ببرد و کلی هم توسط همکارانش نوازش بشود!
4/ مشابه درآمدن برخی سوژه ها به چند عامل بستگی دارد. یکی ساده بودن آن سوژه که به ذهن خیلی ها ممکن است برسد، دیگری توارد و شباهت ناگزیر و عامل دیگر خطای حافظه کاریکاتوریست که ممکن است کاری را در گذشته ای دور در کاتالوگی ببیند و آن کار در ناخودآگاه ذهنش ثبت شود و سالها بعد به گمان اینکه سوژه خودش است آن را به اسم خود اجرا کند. پس زیاد دیدن کاریکاتور علاوه بر حسن، گاهی ضرر هم دارد. مگر اینکه حافظه تصویری کاریکاتوریست خیلی قوی و دقیق باشد! 

آپلود عکس

5/ شما در هیچ جشنواره ی معتبر و غیر معتبری امکان ندارد در آثار برندگان با سوژه مشابه مواجه نشوید. چرا که همه انسانیم و جایزالخطا، چه به عنوان کاریکاتوریست چه به عنوان عضو هیئت داوران و یا هیئت انتخاب.
6/ در چنین مواقعی نباید دنبال مقصر گشت و اگر هم قرار است حتما کس یا کسانی محکوم شوند، خطای هیئت انتخاب و هیئت داورها کمتر از گناه کاریکاتوریست خطاکار! نیست. البته اگر اسم خطا را بتوان بر تشابه سهوی گذاشت.
7/ اصرار بر ادامه بحث کپی کار بودن کاریکاتوریست ها و کم آوردن سوژه توسط آنان به ضرر خود کاریکاتوریست هاست و شان و حرمت حرفه آنان را خدشه دار می کند و بهانه می دهد دست دو گروه: یکی مغرضانی که به دلایل سیاسی و جناحی می خواهند از یکی آتو بگیرند تا به موقع زیرابش را بزنند و دیگر بی هنرانی که چون نمی توانند سوژه فکر کنند و طراحی شان ضعیف است و گاهی خودشان هم ناخنک به سوژه های دیگران می زنند به مصداق (کافر همه را به کیش خویش پندارد)، به جای رقابت سالم، سعی می کنند وانمود کنند که همه از همدیگر کپی می کنند و هیچ کاریکاتوریست مولف و خلاقی وجود ندارد.
8/ ضمن اینکه در چنین مواقعی باید به سوابق کاریکاتوریستی که کار مشابهش برنده شده نگاه کرد، اگر وی سابقه درخشانی دارد و جوایز متعددی برده معلوم است از توان سوژه یابی و از ذهن خلاقی برخوردار است و نیازی به کپی کردن سوژه های دیگران ندارد. اما اگر طرف تازه کار و یا کلا فاقد قوه خلاقیت باشد باید در انگیزه ی عمدی یا سهوی بودن کار مشابه او تردید کرد، هرچند یک کاریکاتوریست کپی کار و غیر حرفه ای و غیر خلاق بالاخره خودش را لو می دهد و هرگز کارش تا مرحله فینال بالا نمی آید.
9/ حرف آخر اینکه کارتون واقعی در صفحات روزنامه ها شکل می گیرد و به مشکلات بومی و ملی هر کشوری می پردازد که چون هر جامعه ای مشکلات خاص خودش را دارد، طبعا اکثر اینگونه سوژه ها منحصر به فرد و غیر مشابه از آب در می آید. اما چون کارتونیستهای مطبوعاتی ما به دلیل عدم رعایت قانون کپی رایت و نبود انجمن صنفی کاریکاتوریستها و حق الزحمه های ناچیز از درآمد کمی برخوردارند، برای بقای خود و حرفه شان در جشنواره ها شرکت می کنند. اما نباید از جشنواره های کاریکاتور انتظار داشت نقش کنکور هنری را همراه با داوری های صددرصد مطلق و علمی ایفا کنند. زیرا داوری مسابقات هنری مثل مسابقه دو نیست که با متر و کرونومتر تکلیف برنده مشخص شود. جشنواره ها عرصه ای برای بخت آزمایی هستند که شانس و دیده شدن کاریکاتور توسط داوران و طرز فکر و فرهنگ داوران و خیلی عوامل دیگر در برنده شدن نقش دارد و کلا همه داوری ها نسبی و سلیقه ای است. مثلا یکی از آثار من در جشنواره آیدین دوغان در سال 2004 رد می شود اما همان کار در آنکارا 2007 جایزه اول را می برد! کلا دوستان باید سعی کنند به صورت حرفه ای با نتایح جشنواره ها برخورد کنند نه که با واکنش های احساسی و بدگمانانه و شتابزده، هم خودشان را بیازارند و هم همکارانشان را ... نا سلامتی ما کاریکاتوریست هستیم و نباید خودمان را و جشنواره ها را و رقبا را زیاد جدی بگیریم





نظرات() 


Can stretching help you grow taller?
دوشنبه 27 شهریور 1396 08:56 ق.ظ
We absolutely love your blog and find many of your post's to be what precisely I'm
looking for. Do you offer guest writers to write content to suit your
needs? I wouldn't mind writing a post or elaborating on a few of the
subjects you write concerning here. Again, awesome blog!
How much can you grow from stretching?
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:34 ق.ظ
I think the admin of this web site is in fact working hard
for his web site, for the reason that here every information is quality based
stuff.
Foot Complaints
جمعه 13 مرداد 1396 03:54 ب.ظ
I really like reading through an article that can make people think.
Also, thank you for allowing me to comment!
How long does Achilles tendonitis last for?
یکشنبه 8 مرداد 1396 09:20 ق.ظ
This is a good tip particularly to those new to the blogosphere.
Brief but very precise information… Thanks for sharing this one.

A must read article!
saman ahmadi
-
باسلام به امیر عزیز. و تشکر از مطالب پرباروبلاگت.مطلب بالارو خوندم همین استاد علیزاده چند سال پیش یه توصیه ای به ما کرد و اون این که تو هر جشنواره ای شرکت نکنید... بعضی از برگزارکنندگان اینگونه جشنواره ها متاسفانه از اسم شهر وذهنیتی که در رابطه با اون شهر است وهنرمندان گلی مثل خودت برای مشروعیت بخشیدن به خود سواستفاده میکنن.چند وقت پیش با مسوولین حوزه هنری سنندج در رابطه با تحویل جایزه ام از (جشنواره سبک زندگی ) صحبت کردم که گویا این مسئله رو جدی نگرفتند.اینکه انسان برای گرفتن حق خودش گدایی کنه خیلی آزاردهنده است.ازشما ممنون میشم به عنوان دبیر این جشنواره این مسئله رو پیگیری کنید.چونکه همانطور که من از شرکت تو این جشنواره(زندگی به سبک ایرانی) کم کم دارم احساس پشیمانی میکنم فکر میکنم با دوستانی که در حوزه هنری تهران دارم کاری کنم که این دوستان عزیز برگزارکننده احساس پشیمانی کنند.با سپاس فراوان
saman ahmadi
-
باسلام به امیر عزیز. و تشکر از مطالب پرباروبلاگت.مطلب بالارو خوندم همین استاد علیزاده چند سال پیش یه توصیه ای به ما کرد و اون این که تو هر جشنواره ای شرکت نکنید... بعضی از برگزارکنندگان اینگونه جشنواره ها متاسفانه از اسم شهر وذهنیتی که در رابطه با اون شهر است وهنرمندان گلی مثل خودت برای مشروعیت بخشیدن به خود سواستفاده میکنن.چند وقت پیش با مسوولین حوزه هنری سنندج در رابطه با تحویل جایزه ام از (جشنواره سبک زندگی ) صحبت کردم که گویا این مسئله رو جدی نگرفتند.اینکه انسان برای گرفتن حق خودش گدایی کنه خیلی آزاردهنده است.ازشما ممنون میشم به عنوان دبیر این جشنواره این مسئله رو پیگیری کنید.چونکه همانطور که من از شرکت تو این جشنواره(زندگی به سبک ایرانی) کم کم دارم احساس پشیمانی میکنم فکر میکنم با دوستانی که در حوزه هنری تهران دارم کاری کنم که این دوستان عزیز برگزارکننده احساس پشیمانی کنند.با سپاس فراوان
پاسخ امیر سهیلی : آقای سامان احمدی هنرمند شایسته کارتون کشور عزیز معذرت از تاخیر بوجود آمده در پاسخ به شما عرضم بحضورتان بنده پیگیر هستم تا جوایز به برندگانی که موفق بحضور در مراسم اختتامیه نشدن بعنوان حق مسلم خودشان اهدا شود اما متاسفانه بدلیل پاره ای از مشکلات اداری با وجود آماده بودن جوایز و تندیس در روز جشنواره لیک مشکلاتی پیش آمده که برای بنده نیز مبهم می باشد ای کاش در مراسم شرکت می جستید تا شرمنده شما نشویم بنده نیز تنها بعنوان دبیر هنری جشنواره بوده و با وجود پیگیریهای مداوم امیدوارم بشود جوایز را به 3 تن از برندگان باقیمانده پرداخت نمود هر چند دبیر خانه جشنواره به برنگان اعلام نموده بود که هزینه های هواپیما و اقامت را پرداخت می نماید و انتظار میرفت با وجود برخی مشکلات شخصی یا شغلی در مراسم حضور می یافتید! اشتباه فکر نکنید من در اینجا از هنرمند تهرانی آقای علی میرایی یکی از برندگان و همسرشان که فقط برای 2 ساعت در مراسم و گرفتن جایزه خود آنهم با وسیله سواری از تهران حرکت نموده و رنج سفر را با وجود مشکلات شغلی تقبل نمودند و حتی حاضر نشدن در هتلی که برایشان رزرو شده بود حضور یابند تا به کارهای مربوطه خویش برسند تشکر کنم! بین هنر مندان شهر های ایران هیچ فرقی نیست چه تهران چه شهرستان و به گواه آمار و اسامی افراد شرکت کننده و داوران و افرادیکه در مراسم حضور یافته بودند از لحاظ کیفی و کمی از جشنواره های معتبر کشور بود و شایسته افراد شرکت کننده با احترام به چند بار دعوت از طریق شفاهی و اس ام اس و حتی ابراز تمایل برای حضور در مراسم "حداقل با عنوان نمودن عدم حضورشان" به مراسمی که در شهرستان به زعم برخی دوستان تهرانی برگزار میشد به دیده احترام می نهادن! و مطمئن باشند شهرستانهای ایران در تلاشی که برای برگزاری جشنواره ها از خود بروز میدهند بی تعصب خاصی نقشی اساسی دارند و بگذریم که تهران با آن بودجه سرشار بعد از چندین سال دو سالانه را برگزار منماید اگرچه هنرمندان تهرانی بمانند شما و سایر دوستان دیگر همه ایرانی هستیم و ارتباطی با متولیان جشنواره ها نداریم و در کل بنده پیگیر خواهم بود تا این مساله رفع شود و تلاش خود را بکار خواهم بست دوست و همکار عزیز اما تلاش من تا جایی است که حوزه هنری نیز با بنده همکاری نماید لیک سامان جان استاد علیزاده هم اگر اشارتی بر عدم شرکت در یک جشنواره می نمایند قطعا به تلاش و کوششی که برای برگزاری آن جشنواره میشود و با وجود بودجه بسیار کم تهران نسبت به شهرستانها به این واقفن که خیلی از داوریهایی که ایشان نموده اند در همان شهرستانها بوده است و بین تهران و شهرستان فرق نهادن تفکری است که اگر در ذهن یک هنرمند بزرگ که مسلما دور از واقعیت است ایجاد شود وای به حال مردم بسیار عادی جامعه! بنده پیگیر خواهم بود و سپاس از شما برای حضور در جشنواره و گله از عدم حضورتان در مراسمی که با حضور شما بیشتر رونق میگرفت.
مهران
یکشنبه 16 تیر 1392 11:35 ب.ظ
( مارشو)اشتباه تایپی بوده( كاراشو) درست میباشد
مهران
یکشنبه 16 تیر 1392 11:22 ب.ظ
فك كنم كزوبوكین خدا بیامرز كپی كار بوده ما نمیدونستیم چون مارشو امضا نمیكرد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox