تبلیغات
S O H E I L I CARTOON
 
"هنر درنگ است.نقطه ای ست که در آن تاب سرشاری را نیاورده ایم. لبریز شده ایم. گریز می زنیم و با آفرینش هنری خستگی در می کنیم"

بوق زدن ممنوع بچه ها!!!! کارتون از امیر سهیلی

نوشته شده توسط :امیر سهیلی
جمعه 7 آذر 1393-02:49 ق.ظ

آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس




نظرات() 

یکی از کارام در جمع آثار برتر جشنواره منطقه ایی هنرهای تجسمی جامعه« من» ارومیه

نوشته شده توسط :امیر سهیلی
جمعه 9 خرداد 1393-09:30 ب.ظ



نفرات برتر نخستین جشنواره منطقه ایی «جامعه + من»  در سه بخش پوستر، عکس و کاریکاتور در ارومیه معرفی شدند.

در بخش کاریکاتور نیز سهراب خیری نفر اول، شهرام رضایی نفر دوم و منیره احمدی به عنوان نفر سوم معرفی گردیده اند که در این بخش از یلدا هاشمی، کاوه شیخی و عاطفه یادیان تقدیر و آثار برتر هیبت احمدی، "امیر سهیلی"، رامین خرسندی، رضا علیپور، شهرام رضایی، محمدسامان صولی، محمد میزانیان و میره احمدی در کتاب برترینهای این دوره از جشنواره عرضه می گردد.

نخستین جشنواره منطقه ای جامعه + من با همکاری معاونت اجتماعی در پیشگیری از جرم دادگستری استان، حوزه هنری آذربایجان غربی، شهرداری ارومیه و نیروی انتظامی استان با موضوع های سرقت، کلاه برداری، نزاع، طلاق و اعتیار برگزار گردید.
منبع خبر سایت کارتون مگ




نظرات() 

ایده یابی به قلم استاد مسعود ضییایی زردخشویی

نوشته شده توسط :امیر سهیلی
جمعه 9 خرداد 1393-09:16 ب.ظ

آپلود عکس

 

کلید واژه ها 
روشی بسیار ساده برای ایده یابی در کارتون 
1/ برای خلق کارتون به دو اصل نیاز داریم

حرکت ذهنی. حرکت جسمی 
حرکت ذهنی : حرکت ذهنی یا تجسم ذهنی در اصل ایده پردازی است هر کارتونیستی برای خلق کارتون موظف است ایده ای داشته باشد چرا که دنیای کارتون دنیای ایده هاست 
حرکت جسمی: حرکت جسمی در اصل بعد از حرکت ذهنی و گاهی هنگام اتود برداری برای کشف ایده همزمان با حرکت ذهنی اغاز میشود در اصل طراحی اولیه طرح نهایی رنگ امیزی و پرداخت نهایی را حرکت جسمی مینمامیم


2/ گاو صندوق ذهنی :

برای رسیدن به یک ایده ناب نیازمند این هستیم که موضوع داده شده را با اطلاعات ذهنی رمز گشایی کنیم ! منظور از رمز گشایی چیست بگذارید یک مثال ساده بزنم اگر شما بخواهید با دوستی بنام میم تماس تلفنی بگیرید باید یک شماره خاص را بگیرید که مختص اقا یا خانم میم است خوب حالا اگر بجای یک شماره از آقای میم شماره دیگری بزنید مسلما شخصی گوشی را بر میدارد که دیگر میم نیست اگربجای شماره 3344 شماره 3144 را بگیرید شما وارد زندگی و تلفن کس دیگری میشیود این در مورد رمز گشایی موضوع اهمیت دارد لذا هر انسانی دارای اطلاعات تصاویر قصه ها و روابط خود از ابتدای زندگی تا کنون است و بدون شک هر کارتونیستی با اتکا با همین اطلاعات قادر است یک کارتون بی نظیر و منحصر بفرد و بیشتر از ان خلق کند اما چرا این اتفاق در خصوص بعضی ها نمی افتد و ما دچار تکرار و روزمرگی در آثار کارتون میشویم چون ما در رابطه با موضوع از واژه های مختص طلایی ذهنی خود استفاده نمیکنیم .منحصر بفرد بودن ادم ها موجب میشود که انحصار خلق تصاویر ناب هم محدود به تصاویر یا واژه هایی خاص فقط به همان ادم شود چون دایره اطلاعات و مفروضات هر شخص با دیگری متفاوت است و چون انسان برای هر واژه معادل تصویری دارد مثلا برای واژه میز یک تصویر خاص و برای واژه ابر یک واژه خاص دارد لذا باید موضوع داده شده که در اصل یک ما به ازای تصویری در ذهن دارد با واژه های دیگر مقایسه شود تا رمز قفل ذهنی در خصوص ایده بشکند! در اصل شما باید شماره صحیح خود را بگیرید تا بتوانید وارد گاوصندوق اطلاعات ذهنی خود شوید و در اصل گره خلق ایده باز شود .


3/ قفل مغزی :

همیشه با این مسئله مواجه میشویم چرا گاهی مغز ما نسبت به یک موضوع در کارتون قفل میکند و نمیتوانیم بهره مناسبی از تفکر خود در این خصوص ببریم یکی از مهمترین دلایل ان این است که علیرغم داشتن اطلاعات و تصاویر و داشته های ذهنی ما که میتواند ما را به یک کارتون خوب برساند اما دسترسی ما به ان ممکن نمیشود و یا سهل نیست زیرا ورود به گاو صندوق ذهنی رمز میخواهد مثل هر گاو صندوق دیگری و رمز این قفل برای هر فردی با فرد دیگر متفاوت است همانطور که گاوصندوق های هر کس با دیگری متفاوت است .


4/ شیوه های مرسوم ایده یابی :

شیوه های ایده یابی بطور کامل و بسیار دقیق در کتاب استاد نیرومند به نام ایده یابی برای فیل آبی درج شده است که با مطالعه آن مسلما را ه های زیادی برای ایده یابی کشف خواهید کرد و قطعا تا امروز تنها کتاب مرجع و مقدس در خصوص کارتون برای کارتونیست ها خصوصا نسل جوانتر است توصیه اینجانب این است که اول کتاب ایشان را بخوبی مطالعه کنید و متد ها و روش ها را بخوانید تا درک بیشتری از روش های تفکر خلاق داشته باشید ولی کلید واژه ها نیز روشی ساده است که شما را به آن متدها نیز رهنمود میکند


5/ رمز گشایی :

فرض کنید رمز کیف رمز دار شما را یادتان رفته است چگونه رمز گشایی میکنید البته اگر نخواهید پیش یک قفل ساز بروید شاید یکی از کارهایی که انجام میدهیم این است که یک عدد را یا چند عدد را ثابت میگیریم و بقیه اعداد را یکی یکی تغییر میدهیم تا قفل باز شود یعنی ناگهان اعدا د طلایی رمز کشف میشود . و شما قادرید به محتویات ارزشمند کیفتان دسترسی پیدا کنید خوب در خصوص ذهن و گاوصندوق ذهنی در خصوص ایده یابی نیز چنین اتفاقی میافتد ذهن انسان بطور عادی در هر روز درگیر بیش از 60 هزار فکر واژه و جمله است با خودش حرف میزند و مرتبط در حال بررسی سئوالات تردیدها و اتفاقاتی است که ساعت ها یا روزهای قبل افتاده است و بخش کمی از ذهن انسان حضور اگاه دارد و طبیعی است که تمرکز بر یک موضوع نیاز به تمرین دارد البته اکثر کارتو نیست های حرفه ای با شرطی کردن ذهن خود در هر زمان که بخواهند میتوانند از گنجینه ذهنی خود استفاده کنند اما این امر برای جوانتر ها مقدور نیست و این روش به آنها کمک میکند که آنها نیز بتوانند ذهن و مغز خود را ارام ارام شرطی کنند باید در نظر بگیرید که تکرار مادر مهارت است .و مغز در اثر تمرین وتکرار بصورت یک عادت ذهنی و اتوماتیک وار شما را به سمت ایده ها میبرد.


6/ کلید واژه ها وبازخوانی:

فرض کنید که در خیابان راه میروید و ناگهان شخصی را میبینید که سال هاست ندیده اید دیدن این شخص و گفتگو با او موجب میشود تصاویرخاطرات و حتی گفتگوی شما در سال های دور ناگهان به ذهنتان بیاید و شما با دوستتان که سال ها ندیده بودید ناگهان تمام ام تصاویر گم شده را باز خوانی میکنید این اطلاعات و تصاویر در ذهن شما بوده است اما تا زمانی که شما این دوست را ندیده اید چیزی بذهنتان نمی اید.اینک اینکارمیتواند با واژه ها نیز صورت بگیرد چرا چون ذهن انسان با خواندن هر واژه تصویر سازی میکند و با موضوعی که شما در نظر دارید این تصویر مقایسه میشود و چون شما در پی ایجاد خلق یک کارتون هستید یعنی یک چارچوب فکری مشخص دارید لذا این دو تصویر درون این چارچوب فکری با هم یک چالش ایجاد میکند و همه اینها در کثری از ثانیه رخ میدهد بنابراین واژه ها میتوانند به سرعت رمز گشایی کنند


7/ کلید واژه ها و متد ها :

با استفاده از واژه ها شما ناخوداگاه درون متد ها قرار میگیرید بدون اینکه از قبل به استفاده از انها حتی فکر کرده باشید چرا چنین چیزی رخ میدهد چون ذهن با مقایسه واژه ها در چارچوب فکری شما که خلق کارتون است بدنبال راهکار است و بسرعت شروع به استفاده از شیوه ها میکند روش هایی مانند شباهت تضاد مقایسه کوچکی و بزرگی نظم و بی نظمی غافلگیری جابجایی و......همه بسرعت در ذهن مورد بررسی قرار میگیردالبته ابن بررسی ه اینگونه است که ذهن چنین تطابق های انجام میدهد و ما بر اساس ان تطابق ها بعد برایش تعریفی پیدا میکنیم در اصل چه شما تعریف را بدانید چه ندانید ذهن شما چنین کاری میکند اما زمانی که شما تعریف را بخوانید و بدانید و به آن توجه کنید در اصل به ذهن خود یک دستورالعمل داده اید که بر اساس آن عمل کند لذا مطالعه روش های ایده یابی میتواند جذب و دستور العمل هایی باشد که ذهن شما میسازد که بسیار مفید است .


8/ مثال :

موضوع ما کتاب است و واژه هایی که داریم مثلا اسب هویج است دو واژه ای گفتم که کمتر ارتباطی داشته باشند حالا بیاید هر کدام را با کتاب از این روش بررسی کنیم کتاب و اسب .خوب وقتی شما از واژه اسب در کنار کتاب استفاده میکند ذهن شما سریعا تلاش میکند ارتباطی طنز آمیز بین این دو پیدا کند و خصوصیات اسب را مورد بررسی قرار میدهد در بین هزاران فایل تصویری موجود بایگانی شده در ذهن شما از اسب اسب دوانی رام کردن اسب شلیک به اسب اسب زخمی اسب بسته به گاری اسب زورو اسب ووو...خوب اولین چیزی که به ذهنم میاد مردی است که سوار یک کتاب وحشی مثل اسب وحشی میخواهد ان را رام کند خوب میبینید به سرعت یک کارتون خلق شد این یک متد است جابجایی اسب کتاب به جای اسب ! خوب بیاید واژه دوم را بررسی کنیم کتاب و هویچ مردی که با قلمی که شبیه هویج است دارد کتاب مینویسد و تمام جملات کتاب تصویر خرگوش است یا خرگوش های کوچک کنار هم یا خرگوش پیری که کتابی که روی جلد ان شکل هویج است برای بچه خرگوش ها مثلا قصه میخواند و یا کتابی که نقش هویج دارد و دارند با ابمیوه گیری اب انرا میگیرند بسرعت میتوانید ده ها کارتون بسازید چون شما با کلید واژه ها در اصل رمز گشایی میکنید .و کلید وازه ها شما را بدون انکه شما چیزی در خصوص متدها بدانید وارد متدها میکند !


9/ واژه ها:

در این خصوص باید اول باید بگویم در کلید وازه ها شما نیازی ندارید مانند روشهای ایده یابی با واژه های مرتبط یا نزدیک به سوژه استفاده کنید شما میتوانید یک دفترچه ای از وازه های بسیار زیاد داشته باشید متفاوت وکاملا غیر مرتبط با هم الان شروع به نوشتن کنید چه چیزی بنویسیم هر چیزی و هر روز این واژه ها را گسترش دهید این روش به توانایی ذهنی شما کمک میکند بطوری که بعد از کار کردن مدام با انها ممکن است دیگر به کلید واژه ها نیازی پیدا نکید و با خواند موضوع بلافاصله ذهنتان چون شرطی شده شروع به جستجو در واژه ها و تصاویر ذهنی شما برای خلق بهترین کارتون کند یادتان باشد هر چه دایره لغات شما بیشتر باشید امکان شما در خلق ایجاد کارتون بیشتر است


10/ اهمیت واژه ها:

وقتی شما با واژه ها کار میکنید در اصل شما یک ادرس دقیق برای رسیدن دارید و شما بلافاصله در یک موقعیت مکانی زمانی قرار میگیرید و این از پرسه زدن در هیچ ذهنی بهتر است چرا که فعالیت مغزی شما هدفمند میشود


11/ گسترش موضوع با کار با کلید واژه ها:

اگر به شما موضوع بدهند فضا جنگ اولین کار شما باید این باشد که برای جنگ مابه ازای تصویری خلق کنید و موضوع تان را گسترش دهید و بعد با کلید واژ ها کار کنید چون جنگ یک مفهوم گسترده است و ذهن از شما ادرس دقیق تری برای خلق اثر میخواهد البته برای کسانی که سالهاست کارتون کار میکنند بدلیل شرطی شدن مغز میتوانند با واژه جنگ بسرعت به طرح هایی در خصوص کارتون برسند اما برای هنرجوهای تازه کار این امر کمی دشوار است و هدف از این نوشتار کمک به هنرجویانی است که نیازمند تربیت مغز و ذهن خود برای تفکر خلاق و شرطی شدن در سو ‍ژه یابی است مسلما بعد از چند ماه با تمرین بیشتر نیاز شما به کلید واژه ها ممکن است کمتر شود اما گسترش موضوع یعنی چی ؟ خوب شما برای جنگ گفتیم ما بازای تصویری خلق میکنید مثلا : تانک نارنجک شهرهای ویران شده اسلحه موشک سربازان هنگام تیر اندازی زمین های مین کاری شده مردم زخمی و آسیب دیده از جنگ حمله سربازان هر چیزی که به ذهنتان میابد طی یک طوفان ذهنی مینویسید مرحله بعدی اینست که هر کلید وازه را با هر کلمه تصویری گسترش یافته موضوع خود بررسی میکنید و به ذهن سیالتان اجازه میدهید خودش نتیجه بدهد بعضی مواقع سرعت کشف ایده شما را متعجب خواهد کرد و بعضی نیز نیازمند کمی تمرکز بیشتر است


12/ نمونه کلید واژه ها:
جاکلیدی کلید دارکوب ابرها میز دریا ماهی بیلیارد اره ساعت سنجاق کیسه یوکس تنگ ماهی جوجه های پرنده جزیره فالگیر سیگار اتاق عمل فضانورد در چای کیسه ای قلاب ماهیگیری رام کردن اسب وحشی کیف کفش کتاب قفل پریز برق انسان نخستین کلاه کفش پوتین سربازی سرباز تفنگ تانک ویلون گلف هواپیما شیشه هواپیما از داخل بادبادک بادکنک تابوت کشیش اتاق اعتراف کشیش ماهی تنگ ماهی مای گیری سیب درخت لانه پرنده جوجه هایی پرنده با دهان باز پاکت نامه صندق ارسال نامه پستچی تمبر پستچی با دوچرخه مجسمه مجسمه ساز صندلی گندم سلمانی آرایشگر نقشه یک شهرکوله پشتی قلم مدادتراش دستگاه پانچ کارت دستگاه چمن زنی کیسه بوکس چشم اشک اره برقی موس آچار استخوان سگ نابینا تابلوی امتحان چشم فیگور تایتانیک مجسمه ازادی فرشته عدالت طناب فیل زرافه پلیس ماشین پلیس آمبولانس............


13/ تکرار مادر مهارت است :

نگاهی به کلید واژه های مثالی به مایاد آوری میکند که با چنین تمرینی چقدر به سیالیت ذهن کمک میکنیم بگونه ای که ذهن شما بعد از فقط چند روز بستگی به تمرین و تکرار شما دارد به سرعت تکیه گاهی ذهنی برای خلق سوژه پیدا میکند چرا چنین میشود چون مغز و ذهن ناچارند بعد از هر واژه بسرعت موقعیت مکانها زمانها و تصاویر بیشمار ذهنی شما را از ناخودگاه و ارشیو ذهنی تان به خودآگاه بیاورند و این امر تکرارش موجب عادت ذهنی است و عادت ذهنی اگر ایجاد شد دیگر شما نیازمند صرف انرژی زیادی برای خلق ایده نخواهیدداشت چرا که بعد از دیدن موضوع ذهن اتوماتیک وار میداند باید چه مسیری را طی کن تنها کار شما افزودن اطلاعات تصاویر و مفاهیم جدید یعنی مطالعه بیشتر است چون با هر بایت اطلاعاتی که شما به ارشیو ذهنی تان اضافه میکند در اصل یک گام از کسانی که آرشیو ذهنی شان از شما کمتر است جلوتر هستید بنابراین مشخص میشود مطالعه در همه ابعاادش کتاب فیلم و مشاهد ه رفتار ها موجب ارتقا شما میگردد


14/ مفاهیم شخصی و کلید واژه ها :

در روش کلید واژه ها شما دقییقا به مفهوم و شکلی میرسید که نزدیک شخصیت احساس و تفکر شماست در حالی که استفاده از فرمالیسم و تغییر شکلی اشیا تنها شما را به یک کارتون بدون ذهنیت و شخصیت شما میرساند شما به هر کارتونی در کلید واژه ها برسید در اصل به خودتان رسیده اید چرا چون شما دردرون ذهن خودتان جستجو میکنید نه در کتاب های دیگران یا مغر دیگران یا در کاتالوگ های دیگران و ذهن شما فقط خروجی به شما میدهد که متناسب با شخصیت و هویت شما باشد و با توجه به اینکه مغز انسان برای درک حقیقت از فیلترهایی استفاده میکند که طی سالها این فیلترهای مغزی بر اساس فرهنگ شخص آموزش تربیت اندیشه اش ساخته شده لذا کلید واژه ها شما را دقیقا به چیزی میرساند که خو.دتان هستید . چون فیلترهای مغزی شما هر چیزی را که به هویت و شخصیت شما مربوط نیست در درک حقیقت و خروجی فکر و ایده حذف میکند.


15/ روش های متفاوت ایده یابی:

باید بگویم هر چه بیشتر با کلید واژه ها کار کنید مغز شما قوی تر میشود و خیلی زود او قادر است که از چند واژه همزمان با موضوع استفاده کنید و شما را به ترکیبات حرفه ای تر و پیچیده تری ببرد چیزی که مختص نوع تفکر شماست مغز انسان نیاز به تربیت در فرایند خلق کارتون دارد و متاسفانه روش های اموزشی ما در اموزشگا ه ها روش های کلاسیک اگرچه لازم است ولی به نظرم هنرجویان ارتباط کمتری با اینها پیدا میکنند با هنرجویان بسیاری گفتگو کردم و همه بطور مشترک یک مشکل دارند ایده یابی آنها نمیدانند چگونه باید فکر کنند چگونه به موضوع نزدیک شوند با اینکه ده ها مقاله در نشریات کارتون چاپ شده ولی هنوز این مشکل حل نشده هدف از این مطلب این نیست که این روش بهترین روش خلق کارتون است بلکه تنها معرفی روشی است در کنار سایر روش ها برای همه کسانی که مایلند روشی دیگر هم برای تفکر خود در خصوص ایده یابی داشته باشند.هر کارتونیستی روشی برای خلق کارتون دارد بهر حال همه چیز با تمرین 




نظرات() 

دو اثر راه یافته به جشنواره بین المللی کارتون افدستا_ ایران ۱۳۹۳

نوشته شده توسط :امیر سهیلی
جمعه 12 اردیبهشت 1393-10:13 ب.ظ

در این جشنواره حدود ۶۰ اثر از سی هنر مند به بخش پایانی و فینال این رقابتها از راه پیدا کرد آپلود عكس رایگان و دائمیآپلود عكس رایگان و دائمی




نظرات() 

مصاحبه با یوری کوزوبوکین کارتونیست فقید اکراینی : سوژه هایم در کوچه و خیابان بسراغم می آیند...

نوشته شده توسط :امیر سهیلی
سه شنبه 16 مهر 1392-08:45 ب.ظ


چرا کوزوبوکین را به عنوان یک کارتونیست می شناسند، نه به عنوان یک مهندس هوا فضا؟

پدرم افسر ارتش بود. در انتهای خاک روسیه، نزدیک ژاپن شهری است به نام «ایمان» که من در آن جا به دنیا آمدم. بعد آمدیم به حومه مسکو و در نهایت در شهر «ولگوگراد» زندگی کردیم که مادرم هنوز هم آنجا زندگی می کند. در خارکف، مهندسی هوا فضا خواندم و برای کار به کیف رفتم. الان من و خانواده ام در دو کشور مختلف زندگی می کنیم، یعنی پس از فروپاشی روسیه بزرگ، من الان در اوکراین هستم. زمانی که درس مهندسی هوا فضا می خواندم، هواپیمایی داشتند می ساختند به نام آنتونف که نامش متعلق به مسئول پروژه بود. سه سال روی آن هواپیما کار کردیم. در آن زمان من روی طراحی آن کار می کردم. بعد از سه سال هواپیما را ول کردم و آمدم سراغ کارتون. وقتی روی آن هواپیما کار می کردم یک سازنده بودم و به نظرم کارتون هم یک نوع سازندگی است، هر چند که در هر دو جا این ذهن من بود که کار می کرد و عناصر را کنار هم می گذاشت.

چگونه با کارتون آشنا شدید و از کدام کارتونیست ها تاثیر گرفتید؟

من از ابتدا از آثار بسیاری از کارتونیست های روسی و اروپایی خوشم می آمد، ولی اولگ تسلر، سرگئی تونین و زلاتکوفسکی بودند که تاثیر زیادی روی من گذاشتند و از هر کدام از آن ها بخشی را وام گرفتم و کم کم سبک خودم را به وجود آوردم. من کارهای آن ها را در مجلات و روزنامه های مختلف می دیدم. شخصیت های آثار این سه کارتونیست روسی واقعا متفاوت از دیگران بود و من از هر کدام از این ها چیزی را برداشتم و به ذهنم منتقل کردم. مثل فلسفه زلاتکوفسکی و طنز قوی تسلر. هر یک از کارتون های من در واقع روایتی است که از جایی شروع می شود و به جایی خاتمه می یابد. در واقع، می گوید که در گذشته چه بوده و در آینده چه خواهد شد. خب، اولگ تسلر خیلی به من کمک کرد. او کمیک استریپ کار می کند و در چند قسمت یک داستانی را تعریف می کند و من این ها را دیدم. ولی کاری که کردم این بود که چند فریم را آوردم و در یک قسمت جمع کردم. خیلی دوست دارم تمام ماجراها را با هم جمع کنم. بخت یارم بود که توانستم با این  افراد آشنا بشوم و مثل یک گروه با هم کار کنیم. یک بار اولگ که در یک مجله معروف کار می کرد به من گفت: یوری، برای چی اصرار داری که آن مراحل و فریم ها را در یک قاب جمع کنی؟ تو می توانی آن ها را بیشتر کنی و پول بیشتری هم بگیری. به او گفتم: من کار برعکس را انجام می دهم.

سوژه و یا همان داستان های کارهایتان را از کجا پیدا می کنید؟

نمی دانم، من در کوچه و خیابان پرسه می زنم و در یک لحظه سوژه های خودشان می آیند.

خلاصه کردن یک داستان که باید در چند فریم کشیده شود در یک فریم، کار دشواری است و از عهده خیلی ها بر نمی آید. از سوی دیگر، انتقال مفاهیم در یک قاب بسیار مشکل تر است، هر چند تاثیر آن بر مخاطب بیشتر است. آیا از اول همین طور راحت کار می کردید؟

به مصداق یک ضرب المثل روسی، ما دوست داریم همیشه سخت ترین کارها را انجام بدهیم.

برای این که به این حد برسید، در مورد ادبیات و روایات داستانی نیز مطالعه داشته اید؟

بله، من به عنوان یک کارتونیست کتاب می خوانم، به ویژه به طنزهای کلاسیک و آثار کسانی مانند «گوگول» و «او . هنری» بسیار علاقمندم.

پس به عنوان یک کارتونیست روس باید جنگ و صلح تولستوی را خوانده باشید؟

بله و خواندن آن را به کارتونیست هایی که بخواهند برای جنگ یا صلح کارتونی بکشند توصیه می کنم.

شخصیت معمولا به واسطه حرکات، حرف زدن ها و لباس پوشیدنش شناخته می شود. شخصیت های آثار شما همگی دراماتیزه شده اند و با اینکه همگی شبیه هم هستند، هر یک احساس خاصی را به مخاطب منتقل می کنند. مثلا مرتاض واقعا مرتاض است و ژنرال، ژنرال. رخت شور هم همین طور، چگونه به اینجا رسیده اید؟

همان طور که گفتم من به خیابان ها و کوچه ها می روم و شخصیت های کارهایم را از میان مردم انتخاب می کنم. تا به حال هم شخصیت های زیادی را به همین شکل ساخته ام. اما گاهی که در خیابان کسی را می بینم که کار خاصی را انجام می دهد، به فکر فرو می روم که آیا در میان شخصیت هایی که تا کنون کار کرده ام، چنین فردی وجود دارد یا نه. مثلا، در کارهایم خیلی از شخصیت ها مثل کارتن خواب ها و بی خانمان ها زیاد استفاده کرده ام. اما روز اولی که تصمیم گرفتم یک کارتن خواب را بکشم نتوانستم، چون هم کار داشتم، هم خانه و هم درآمد. بنابراین نمی توانستم آن ها را عمیقا بفهمم. پس رفتم سراغ یکی از آن ها و دیدم که ناراحت است و دوست ندارد با مردم ارتباط داشته باشد و فشار روحی زیادی را تحمل می کند. با معاشرت بیشتر با این افراد بود که به شناخت کافی برای خلق شخصیت کارتن خواب های کارهایم رسیدم. به همین خاطر، هر جا می روم به آدم ها و کارهای شان دقت می کنم و آن حسی که روی کاغذ می آوردم حاصل برداشت های واقعی خودم است. به طور مثال، بعد از پایان تحصیلاتم در دانشگاه، دو سال در ارتش خدمت کردم و ژنرال ها و نظامیانی هم که در کارهایم وجود دارند محصول همان دوره است. در دوره سربازی از من خواستند که در ارتش بمانم و حتی می خواستند به من ترفیع بدهند. اما چون نمی خواستم ژنرال بشوم از ارتش آمدم بیرون. چون دوست نداشتم مردم به من بخندند. به هر حال، شخصیت های مورد علاقه ام همین مردم کوچه و خیابان هستند که با آن ها احساس نزدیکی بیشتری می کنم.

در شخصیت هایی که کار می کنید، یک آدم مرفه هم حضور دارد. آیا مسائل دولت کمونیستی باعث به وجود آمدن این شخصیت شده یا این شخصیت به طور طبیعی به وجود آمده است؟

این سمبل آدم هایی است که همه چیز را برای خود می خواهند و این کاری نیست که بخواهم به وسیله آن با سرمایه داری درگیر بشوم یا با سیاست کاری داشته باشم. این نوع آدم ها همیشه بوده اند، قبل از شوروی و بعد از شوروی و حتی در عصر حجر هم بوده اند. این نوع آدم ها همه چیز را برای خودشان می خواهند که البته علی رغم ظاهرشان، همیشه فقیرند!

با توجه به جنس سوژه های کارهایتان به نظر شما مباحث اومانیستی و انسان گرایانه در هنر کارتون چه جایگاهی دارد؟

اومانیسم یک جنبش هنری نو بود که قبل از رواج کارتون به شکل امروزی اش پدید آمد. کارتون بعدا از عناصر این جنبش بسیار تاثیر پذیرفت. اصولا انواعی از کارتون ها هست که صرفا می خنداند و برخی دیگر بیشتر حول مسائل اجتماعی می چرخد و به آدم های کوچه و خیابان می پردازد. من از این نوع کارتون و آدم ها بیشتر خوشم می آید و خودم را نزدیک تر به آن ها احساس می کنم. به هر حال، خوشحالم که دریافت ها و الهامات اومانیستی را در کارهای من پیدا کرده اید. علاوه بر این، به جنبشی معتقدم که باید پیرامون محبت انسان ها به یکدیگر به راه بیفتد و فعال شود. دوست دارم این جنبش در تمام جهان گسترش یابد و همه انسان ها را تحت الشعاع قرار دهد. من هم سعی می کنم عناصر این جنبش را به سهم خودم در کارهایم به کار گیرم.

همان طور که خودتان گفتید کارهای شما تنها شامل طنز صرف یا فکاهی نمی شود، بلکه فلسفه دارد و عمیق است. ازطرف دیگر به نظر می رسد که جنس طنز در آثار شما مخصوص طبقه متوسط جامعه است، ممکن است توضیح بدهید؟

من در کارهایم اصلا نگاه منفی ندارم. حتی در کارهایی که طنزی خیلی پایین دارند. به هر حال، این هم یک سبک طنز است و مثل انواع دیگری از جمله طنز سیاه، من می خواهم طنزی را بیان کنم که تمام مردم از آن سر در بیاورند. مانند یک شعر که آدمی که کم خوانده آن را می فهمد ولی آدمی که بیشتر خوانده بهتر می فهمدش.

حتی با نگاهی گذرا به کارهای شما می شود دید که در دوره های مختلف با سوژه های مختلف کار کرده اید، مثلا تعداد زیادی کار با موضوع کلاه و ارتباط آن با آدم های کارتن خواب دارید. یا آثار زیادی با موضوعات آشپزی، رختشویی، زندانیان و مسائل مربوط به مرتاض ها، این شخصیت ها در آثار شما ناخودآگاه تبدیل به سمبل شده اند. آیا این شخصیت های سمبولیک محصول زیاد کار کردن بودند و یا از اول با هدف سمبول سازی آن ها را خلق کردید؟

هر کارتونیستی در طول زندگی اش نسبت به آنچه می بیند، سعی می کند کاری انجام دهد و کارتونی بکشد. من هم با شخصیت هایی که می توانستم حرفی بزنم کار کرده ام. از طرف دیگر همیشه سعی داشته ام تا شخصیت هایم سمبل یا نماد یک گروه یا دسته اجتماعی باشد، تا معرف شخص خاصی. اما همان روز که ژنرال را  کشیده ام، آشپز و مرغ اش را هم می کشیدم، آدم های کلاه دراز را هم می کشیدم و اینجور نبود که یک ماه آدم های کلاه دراز را بکشم و ماه بعد ژنرال ها را بکشم. یا اینکه سوژه هایم دوره های خاصی داشته باشند. شاید دلیل این حرف شما به این خاطر بوده که نمی توانستید از نظر زمانی آثارم را دنبال کنید. به هر حال، هر کارتونیستی معمولا با موضوعات روز جامعه اش آثارش را تولید می کند. کارهای من هم برگرفته از جامعه خودم است که در طول زمان به شکل مجموعه هایی درآمده است. این مجموعه ها حالا پس از چندین سال کار کردن زیاد شده اند و همه آن ها را همه ندیده اند. مثلا مطمئن هستم که شما مجموعه آدم برفی های مرا ندیده اید، در صورتی که در کشور خودم آن ها بسیار معروف اند. یا مثلا کارهایم در مورد جنگ. البته من خوشبختانه تاکنون در جنگی شرکت نکرده ام ولی پدرم در جنگ مجروح شده بود. او در جنگ جهانی دوم سی و یک ساله بود و در آن شرکت داشت. دو تا پدربزرگ هایم هم در جنگ کشته شدند و آثار این وقایع هم در من وجود داشته و من آثار زیادی را با این موضوعات کشیده ام. یا مثلا موقعی که فقر و بی غذایی بود، من در موردش زیاد کار می کردم.

برای ما در مورد مجموعه آدم برفی ها بیشتر توضیح می دهید؟

نام مجموعه کارهای آدم برفی را «عصر سرما» گذاشته ام. به نظر من آدم برفی سمبل انسان معاصر است. در این آدم برفی یک روح وجود دارد که وقتی آب می شود از کالبدش خارج می شود. دقیقا مثل انسان است که به دنیا می آید و بعد هم از دنیا می رود. در این کارهای آدم برفی شما بیشتر تراژدی می بینید، زیرا که یک آدم می آید آن را می سازد و کلی خوشحالی می کند و بعد ولش می کند می رود دنبال کارش و آدم برفی تنها می ماند. به نظر من این یک تراژدی بزرگ است.

تا به حال چند تا کارتون کشیدید و آیا هنوز هم کار می کنید؟ این اواخر کارهای آرشیوی زیادی از شما دیده ام که قبلا چاپ شده و دوباره به جشنواره ها ارائه می کنید، چرا؟

کارتون هایم را هیچ وقت نشمرده ام، ولی اگر بخواهم مجموعه ای از آثارم را به دیوار نصب کنم، فکر می کنم که چیزی حدود 30 هزار تایی بشود. این حقیقت دارد که من خیلی از بایگانی ام کار بر می دارم، ولی هنوز موضوع های زیادی در ذهنم هست که نشده روی کاغذ بیاورم. من در طول یک ماه هم حدود 20 کارتون می کشم. البته نمی توانم بگویم همه اش کارتون خالص است، اما هنوز هم کار می کنم. به هر حال، واقعا از توجهی که به کارهایم داشته اید، تشکر می کنم.                

علی هاشمی شهرکی/ بهزاد ریاضی 

منبع  :http://irancartooon.blogfa.com/post/21





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox